‏نمایش پست‌ها با برچسب نیکی کریمی و«اتابای» Atabai (کارگردانی). نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب نیکی کریمی و«اتابای» Atabai (کارگردانی). نمایش همه پست‌ها

جمعه، خرداد ۱۵، ۱۴۰۵

یه یاد «اتابای» با ترانه «مریض تخت اخری»

ترانه دلنشین «مریض تخت اخری» اثر محسن چاوشی را که این روزها منتشر شده با تصویرهای ماندگار فیلم سینمایی «اتابای» به کارگردانی نیکی کریمی مرور کردم و حاصلش این کلیپ ویدئویی شد.

 

 

چهارشنبه، آبان ۲۱، ۱۴۰۴

نیکی کریمی در پشت صحنه فیلم سینمایی «اتابای»

نیکی کریمی در پشت صحنه فیلم سینمایی «اتابای» درباره ی این فیلم می گوید.(تابستان ۱۳۹۸)

 

شنبه، آذر ۰۳، ۱۴۰۳

به یاد روز شروع اکران «اتابای» در سینماهای ایران

سه سال پیش در  سوم اذرماه سال ۱۴۰۰،اکران فیلم سینمایی «اتابای» به کارگردانی و تهیه کنندگی نیکی کریمی در سینماهای کشور شروع شد.

«اتابای» در جشنواره فیلم فجر(۱۳۹۸) موفق به نامزدی در پنج رشته شد و از جشنواره منتقدان و نویسندگان سینمایی جوایز متعددی گرفت،این فیلم در انگلستان،امریکا،استرالیا،فرانسه،کانادا،ترکیه و...اکران شد.



یکشنبه، فروردین ۰۵، ۱۴۰۳

شنبه، دی ۳۰، ۱۴۰۲

نیکی کریمی و ایین سپاس تهیه کنندگان سینمای ایران

 به نقل از رسانه های مختلف خبری در سومین ایین سپاس تهیه کنندگان سینمای ایران،لوح تقدیر و نشان سپاس به نیکی کریمی تهیه کننده و کارگردان فیلم سینمایی «اتابای» اهدا شد.

 



یکشنبه، مهر ۰۹، ۱۴۰۲

«اتابای» و جشن حافظ (دنیای تصویر)

در  این دوره جشن حافظ ۱۴۰۲،اتابای اثر نیکی کریمی در بخش های بهترین فیلم،کارگردانی،فیلمنامه،

فیلمبرداری،تدوین،بازیگری(دو بازیگر)نامزد شد.

جایزه بهترین موسیقی متن به حسین علیزاده برای «اتابای»تعلق گرفت.

 «عکس روی جلد نیکی کریمی،دنیای تصویر،بهمن ۱۳۷۹

 


 

یکشنبه، آذر ۲۷، ۱۴۰۱

«اتابای»

 سوم اذر ماه سال گذشته،فیلم سینمایی «اتابای» به کارگردانی  و تهیه کنندگی نیکی کریمی در سینماهای سراسر کشور اکران شد.

اکران انلاین فیلم سینمایی «اتابای» در سایت +فیلیمو در دسترس قرار دارد.




مطالب مرتبط :+فیلم سینمایی اتابای اثر نیکی کریمی


سه‌شنبه، مرداد ۱۸، ۱۴۰۱

ادامه اکران انلاین «اتابای» در «فیلیمو»

«اتابای» اثر نیکی کریمی بعد از نمایش  در سینماهای ایران و برنامه های  اکران در کشورهای مختلف،این روزها  ادامه اکران انلاین در +فیلیمو را سپری می کند که با استقبالی خوب،بازتاب های متفاوتی را به همراه داشته است.




شنبه، اردیبهشت ۲۴، ۱۴۰۱

اتابای و جشن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران

 به نقل از رسانه های مختلف نتایج چهاردهمین دوره جشن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران اعلام شد و نیکی کریمی جایزه بهترین فیلم (تهیه کنندگی) و بهترین کارگردانی را برای فیلم سینمایی اتابای به دست اورد.

جایزه بهترین موسیقی متن به حسین علیزاده و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد به جواد عزتی برای فیلم سینمایی اتابای تعلق گرفت.

جایزه بهترین فیلمنامه هم به هادی حجازی فر برای  فیلم سینمایی اتابای رسید،فیلمنامه ای که با همکاری نیکی کریمی و با برداشتی ازاد از داستان عشق و کاهگل (علی اشرف درویشیان)نوشته شد.






یکشنبه، فروردین ۲۸، ۱۴۰۱

اکران «اتابای» دراسترالیا و امریکا

 فیلم سینمایی«اتابای» به تهیه کنندگی و کارگردانی نیکی کریمی از نهم اردیبهشت ماه( 29April 2022)در شهرهای مختلف استرالیا اکران خواهد شد.

 اکران فیلم سینمایی« اتابای» در امریکا،هیجده اردیبهشت ماه (8May 2022) در San Francisco و همین طور از سی اردیبهشت(20May2022)در Los Angeles در نظر گرفته شده،برنامه کامل و امکان تهیه بلیط در سایت +دریچه سینما در دسترس قرار دارد.


جمعه، فروردین ۱۹، ۱۴۰۱

اکران «اتابای» در سینماهای انگلستان

 فیلم سینمایی «اتابای» به تهیه کنندگی و کارگردانی نیکی کریمی قرار است از ماه اینده در سینماهای انگلستان توسط شرکت "AIFILMPRO" اکران شود،این خبر را نیکی کریمی در +صفحه شخصی خودش به اشتراک گذاشت.



مطالب مرتبط :+نیکی کریمی و «اتابای»(کارگردانی)

دوشنبه، اسفند ۰۹، ۱۴۰۰

مصاحبه تصویری نیکی کریمی درباره فیلم سینمایی اتابای

 نیکی کریمی تهیه کننده و کارگردان فیلم سینمایی «اتابای» که اکران سراسری این فیلم در سینماهای ایران ادامه دارد در  یک مصاحبه  تصویری( زمان حضور در جشنواره فیلم برلین ۲۰۲۲) درباره ی ساخت این فیلم به موضوعات مختلفی اشاره کرد،این مصاحبه  از برنامه تماشا (BBC Persian) پخش شد.

یکشنبه، بهمن ۱۰، ۱۴۰۰

نگاهی به فیلم سینمایی «اتابای»به کارگردانی نیکی کریمی

  «یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب                کز هر زبان که می شنوم نامکرر است»

                                                                                                                      «حافظ»

                                                                                                                            

 فیلم سینمایی «اتابای» به کارگردانی نیکی کریمی اقتباسی ازاد از داستان کوتاه «عشق و کاهگل» نوشته علی اشرف درویشیان است،قصه ی نوجوانی که شاگرد یک استاد بنایی است و موقع کار در یک خانه اعیانی دلباخته «پریسا» دخترخانواده می شود.

درویشیان اولین تجربه عاشقانه این نوجوان را به خوبی روایت می کند،هر چند در پایانی تلخ و تکان دهنده،دختر (پریسا)نامه عاشقانه پسر نوجوان را با خشم توی صورتش پرت می کند و با  بد و بیراه  او را از خودش می راند،پسر نوجوان هم با نواختن فلوت به غم عشق معنا می دهد.

 «چو عاشق می شدم گفتم که بردم گوهر مقصود      ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد»

                                                                                                                           «حافظ»

در  فیلم سینمایی «اتابای» به تهیه کنندگی و کارگردانی نیکی کریمی با شخصیت مرد میانسالی،اتابای(هادی حجازی فر)همراه می شویم که تجربه شکست عشقی در جوانی داشته ولی وقتی دوباره این فرصت به گونه  دیگری تکرار می شود، به نظر می رسد باز در چرخه همان سرنوشت جوانی گرفتار است.

«اتابای» فیلمی عاشقانه است که شاید اسیب های عشق را هم روایت می کند،قصه عشق های نافرجامی که گاهی به دشواری  می توان درباره ی ان ها داوری کرد.




«اتابای»که شاید خودش را شایسته عشق نمی داند،در جستجوی زمان از دست رفته سرگردان است،خواهر اتابای ،فرخ لقا هم در حسرت عاشقانه به یحیی ،دوست اتابای(جواد عزتی) در گذشته خودش را در باغ خانوادگی به اتش کشیده و فقدانش برای اتابای تبدیل به درد بزرگی شده که روی بخشی از قضاوت هایش و جهان بینی درونی او  تاثیر زیادی گذاشته است.

«اتابای»(هادی حجازی فر) به همراه پدرش (یوسفعلی دریادل) و پسر خواهرش ایدین (دانیال نوروش)، سه نسل از مردانی هستند که با نگاهی متفاوت دنیای پیرامون خود را می بینند،اگر چه شاید رنج های مشترکی را هم می توان در ان ها پیدا کرد.

شاید سرنوشت« یحیی» هم  بی شباهت به «اتابای »نباشد،قصه عشق «فرخ لقا »و خودسوزی او بر زندگی «یحیی» سایه انداخته،هر چند به نظر می رسد یحیی با خودش اشتی کرده و اتابای هنوز در حال جنگ با خودش است،در سکانس های به یادماندنی گفتگوهای دو نفره این دو دوست این موضوع حس می شود.

اگر چه  شایدخودسوزی فرخ لقا  یک کنش انتخابی باشد ولی به عنوان یک قضیه اجتماعی سال ها است که خودسوزی زنان به ویژه در غرب ایران مورد توجه و نگرانی بوده،فیلم سینمایی «عروس اتش» اثر خسرو سینایی و «بمانی » اثر داریوش مهرجویی به صورت مشخص به این پدیده تلخ پرداختند.

 

«بدون خستگی             بارها  به تماشای ماه نشسته ام        نه یک بار نه دوبار»

                                                               «نورماه بر درختان کاج ترجمه نیکی کریمی»

 

«اتابای»(هادی حجازی فر)،عشق از دست رفته ی خودش را در « سیما»(سحر دولتشاهی) پیدا می کند،به نظر می رسد همه چیز به خوبی پیش می رود ولی در پایان «سیما »با نیت خوانی «اتابای» را داوری می کند و به او چندان فرصتی برای دفاع از خودش نمی دهد.

«جیران» (معصومه ربانی نیا)  هم دختری است  که برای رسیدن به ارزوهای  شخصی خودش دل به اتابای سپرده ولی رنج های این مرد خسته را نمی بیند،او هم از دنیای اتابای فاصله ی زیادی دارد.

 سیما به همراه پدرش و خواهرش «سیمین»(مه لقا می نوش) می روند و مرد تنهای قصه تنهاتر می شود.

اگر چه می توان  به سادگی همه ی تقصیر ها را روی سر اتابای اوار کرد اما شاید منصفانه این است که سهم سیما را هم نادیده نگیریم و همین طور از تاثیر عوامل اجتماعی ،فرهنگی در تحلیل شرایط و انتخاب شخصیت ها نمی شود غافل ماند.


به یاد فیلم سینمایی «نیمه پنهان» اثر تهمینه میلانی با بازی به یادماندنی نیکی کریمی هم افتادم،ماجرای روزبه جاوید(محمد نیک بین) و فرشته(نیکی کریمی)که داوری درباره ی ان هم سخت است.

 «اتابای» شبیه شخصیت های فیلم های ژانر وسترن در دل طبیعت است،ماشین او هم شبیه اسب شخصیت های فیلم وسترن او را همراهی می کند،به نظرم ماشین در بیشتر  فیلم های ساخته نیکی کریمی جایگاه ویژه ای دارد.

میزانسن های به یادماندنی،فضاسازی های هماهنگ با روایت قصه،بازی های باورپذیر،موسیقی سحر انگیز ،فیلم سینمایی «اتابای» را به اثری به یادماندنی تبدیل کرده که مخاطب به خوبی با شخصیت ها همراه می شود.

«اتابای» با دوربین شکاری خودش به دوردست ها خیره می شود،به تصویر وقایع و ادم ها با فاصله چشم می دوزد.

مقایسه میان دل بستن اتابای به سیما  و ارتباط دوستانه میان ایدین و سیمین نکته های مهم و ظریفی در خودش دارد که به تحلیل واقعیت های موجود کمک زیادی می کند.

«اتابای»  شاید توانایی تغییر شرایط محیطی خودش را ندارد و همین جور توان خروج از دایره سرگردانی هایش را از دست داده،اما هنوز ادامه می دهد.

 «من کجا خوابم برد      یه چیزی دستم بود  کجا از دستم رفت

  من می خوام برگردم به کودکی     قول می دم که از خونه پام و بیرون نذارم

سایه مو دنبال نکنم    

 تلخ تلخم مثل یک خارک سبز 

سردمه و می دونم هیچ زمانی دیگه خرما نمی شم ... » 

                                                                    « حسین پناهی »

 

شاید «اتابای» با درماندگی اموخته شده،در محدوده ی کوچکی که برای خودش ساخته روزگار بگذراند ولی  جایی که با «یحیی» به یاد دوران کودکی لاستیک کهنه اتش می زنند و خاطره های دور را مرور می کنند شاید پاسخی است به رنج ها و درد هایی که می توانست ان ها را زمین گیر کند.




در نمای پایانی فیلم وقتی «اتابای» توی ماشین کنار «ایدین» رانندگی می کند،مردی را به نظاره می نشینیم که نمی توان  به او برچسب بازنده و شکست خورده زد،اشک های پنهانی او در میان لبخندی که به «ایدین» می زند تصویری به یادماندنی می سازد.

اتابای بر خلاف «فرخ لقا »خواهر از دست رفته اش،زندگی را انتخاب می کند با این که مرگ اندیشی با شمارش سال های عمرش را از یاد نمی برد،شاید مثل «سیزیف» محکوم است به زیستن در دایره ی تکرارها، ولی  شاید  روزی «سیزیف »هم راهی برای رهایی پیدا کند.

 


                                                  

شنبه، دی ۱۸، ۱۴۰۰

مصاحیه نیکی کریمی با ماهنامه «فیلم امروز»

 نیکی کریمی کارگردان و تهیه کننده فیلم سینمایی «اتابای» با ماهنامه «فیلم امروز»مصاحبه ای داشته و به سوال های مصطفی جلالی فخر نویسنده و منتقد سینما پاسخ داده،این مصاحبه ی تصویری در+ سایت اپارات در دسترس قرار دارد.





یکشنبه، دی ۱۲، ۱۴۰۰

مصاحبه نیکی کریمی با روزنامه شرق درباره «اتابای»

 نیکی کریمی در مصاحبه ای که با روزنامه شرق داشته به سوال های بهناز شیربانی درباره فیلم سینمایی اتابای پاسخ داده،این گفتگو امروز یکشنبه ۱۲دی ماه ۱۴۰۰منتشر شده است.

فیلم‌های شما غالبا شخصیت‌محور هستند و تم جستجوی درونی در آن ها دیده می‌شود. به نظرم در فیلم‌هایی که بازی کرده‌اید نیز همین موضوع به وضوح دیده می‌شود؛ آیا این به علاقه شما به این تم برمی‌گردد؟

خودشناسی و همین‌طور روان‌شناسی انسان همیشه برایم مطرح و مهم بوده است؛ مسئله تصمیم‌گیری و انتخاب و رنجی که انسان هر روز با آن مواجه است، چون دائم باید دست به انتخاب بزند.


 گذشته و کوله‌باری که به دوش می‌کشد و توان روانی رویارویی با زندگی. در این موارد کندوکاو بسیاری می‌کنم و می‌خوانم و سعی می‌کنم مشاهده‌گر باشم و تحلیل کنم. فیلم‌های من بیشتر کندوکاوها و کشمکش‌های ذهنی خودم هستند.


‌ فکر می‌کنم از نخستین نمایش‌های فیلم «آتابای» در جشنواره فیلم فجر، رویکرد منتقدان و مخاطبان، مسیر فیلم را مشخص کرد. آتابای اثری متمایز در کارنامه شماست؛ هم به لحاظ مفاهیم و مضمون و هم ساختار. کنجکاوم جزئیات بیشتری درباره طراحی دقیقی که برای ساخت فیلم در ذهن داشتید، بدانم.


قطعا برای این نوع سینما طراحی دقیق وجود ندارد، بلکه فیلمی است که بیشتر از جان و دل آمده و نگارش شده است. من باید درباره موضوعی هیجان‌زده بشوم تا فیلم بسازم؛ وگرنه ساخت فیلم برایم امری اجباری نیست. همیشه هم همین‌طور بوده. مثلا در یک شب اولین فیلمم یا چند روز بعد فیلم دومم. در همه فیلم‌هایم موضوعی در ذهنم مرا ترغیب کرده به ساختن فیلم.


 درباره «آتابای» می‌خواستم ببینم تا چه حد می‌توان شعر و ادبیات را به سینما نزدیک کرد. سعی کردم دنیایی را که از کشف و شهود و ناخودآگاهم سرچشمه گرفته است، ملموس کنم. بیشتر از ادبیاتی که دوست دارم، وام گرفته شده است؛ مثل چخوف، سامرست موام، پل استر و خیلی‌های دیگر که نوع شکل‌گیری درام و روابط را در آن ها می‌پسندم. ادبیاتی که دوست دارم باید تأثیرگذار و متفاوت باشد تا سراغش بروم و البته شاعرانه. 


موضوع دیگر، مسائلی است که ذهن مرا همیشه به خود جلب کرده‌اند؛ سنت، اخلاق، ریا، دروغ، تنهایی، غم و‌... و همه این ها را در بستری دور می‌دیدم؛ جایی که خالی است و افق دارد؛ انسان در چنبره محیط، اخلاق و... . جالب بود که چند روز قبل با یکی از دوستانم که مترجم زیرنویس در فیلم «شیفت شب» بود، صحبت می‌کردم و اشاره کرد یادت می‌آید بعد از «شیفت شب» به من گفتی می‌خواهی فیلمی در آذربایجان بسازی بر اساس قصه آقای درویشیان و ساختی.






‌ گویش آذری انتخاب جسورانه و پرریسکی برای ساخت فیلم بود و البته هدایت بازیگران در اقلیمی که کمی برای مخاطب عام ناآشناست. چطور شد این ریسک را پذیرفتید؟


برای من ریسک نبود، به نظرم طبیعت هنر این است که مخاطب اختصاصی داشته باشد. اگر همه آدم‌ها از یک فیلم و یک تابلو نقاشی خوششان بیاید که این دیگر هنر نیست. هر فیلمی هم مخاطب خودش را انتخاب می‌کند. مخاطب امروز انتخاب‌های فراوانی برای تماشاکردن دارد و به‌راحتی می‌تواند و دارد فیلم‌ها یا سریال‌هایی را با زیرنویس می‌ببیند. مثلا می‌تواند فیلمی درباره یک مکان دور‌افتاده در مکزیک را با زیرنویس ببیند و با آن ارتباط برقرار کند، شاید حتی بیشتر از فیلمی که در کشور مخاطب آن اثر یا کشور خودش ساخته شده است. گاهی اوقات ممکن است چنین اتفاقی را همه ما تجربه کنیم؛ چه برسد به اینکه در خطه دیگری در کشور خودمان فیلمی ساخته شود و زیرنویس هم دارد. بنابراین من اصلا به این موضوع فکر نمی‌کردم. برای من حال‌و‌هوای فیلم از همه چیز مهم‌تر بود. 


در واقع این فرم از سینما، ادبیات، شعر و آن چه را دوست دارم، با مخاطب در میان گذاشتم و مطمئن بودم فیلم تماشاگر خودش را هم پیدا می‌کند؛ چرا‌که اساسا درباره هر فیلمی این اتفاق می‌افتد که مخاطب خاص خودش را دارد و باقی ماجرا. این نوع سینمایی است که من دوست دارم. سینمایی که در آن تجربه و آزادی هست.


‌ فیلم‌نامه بسیار دقیق و با جزئیات نوشته شده است و در طول داستان شخصیت‌ها به مخاطب معرفی می‌شوند و داستان‌های فرعی جذابی نوشته شده است. کمی درباره انتخاب این فیلم‌نامه برای ساخت صحبت می‌کنید؟ با توجه به اینکه اساسا رفتن سراغ روایت یک قصه عاشقانه در سینمای ایران، دردسرهای خاص خودش را دارد.


برای من آن چه در نوشتن فیلم‌نامه مهم است،
جزئیاتاست، حتی در زندگی هم جزئیات رفتاری آدم‌ها برایم مهم است. وقتی فیلم‌نامه می‌نویسم که معمولا خیلی هم زمان می‌برد، درباره آتابای دو سال طول کشید، قصه کم‌کم در ذهنم شکل می‌گیرد. همان‌طورکه گفتم، وام‌دار ادبیات هستم و هم کتاب زیاد خوانده‌ام و هم درام را خوب می‌شناسم. می‌خواستم نزدیک شوم به ادبیات جادویی که همیشه از خواندنش لذت برده‌ام؛ ادبیاتی که جزئیات در آن حرف اول را می‌زند و رمز و راز دارد.


اما درباره ساخت قصه عاشقانه آن باید بگویم حتما ترسیم و ساخت آن سخت است ولی مهم است که چگونه و چطور روایت شود. مثلا در کتاب نزدیکی که من حدود بیست سال بیش ترجمه کردم، دیالوگی وجود دارد از زبان جی که می‌گوید اگر برگردد و مرا در آغوش بگیرد،او را می‌بخشم. درست مثل فیلم سارا که خودم بازی کردم. آن جا هم سارا می‌گوید اگر برگردد و مرا ببیند،می‌بخشمش. 


لازم نیست ما همه چیز را در سینما بگوییم،می‌خواستم این عشق تنها با نگاه دیده شود و شاعرانه باشد. من به دنبال رمز و راز بودم و حقیقت و این که چطور می‌توان آن را با نگاهی شاعرانه در سینما نشان داد.


‌ هدایت بازیگران در چنین فیلمی به مراتب سخت‌تر است؛ گویشی که بازیگران باید روی آن تسلط پیدا می‌کردند،بخشی از این ماجراست،اما بدون تردید بازیگران این فیلم یکی از بهترین بازی‌های کارنامه‌ خود را ارائه دادند و ارتباط‌ها در طول داستان بسیار گرم و باور‌پذیر است. پیش از فیلم‌برداری، تمرین‌های زیادی داشتید؟


تمرین‌های زیادی داشتیم. می‌خواستم همه طبیعی باشند. کار با بازیگران یکسان بود؛ چه بازیگرانی که حرفه‌ای نبودند و چه آن ها که خیلی فیلم بازی نکرده بودند یا نابازیگران و حتی بازیگران حرفه‌ای فیلم. در توضیحاتی که من می‌دادم، اول شخصیت ترسیم می‌شد و بعد تمرین‌های زیادی اتفاق می‌افتاد. اساس فیلم‌برداری ما به این روش پیش می‌رفت که اول زندگی اتفاق می‌افتاد و بعد فیلم‌برداری شروع می‌شد.


 بازیگران را در موقعیت قرار می‌دادم. درباره بازیگران حرفه‌ای که نقش‌ها از آن ها فاصله داشت، از این جهت که این نوع نقش را قبلا کار نکرده بودند هم همین موضوع صدق می‌کرد.


 قصد داشتم زندگی واقعی در جریان باشد که تصویرکردنش به این سادگی هم ممکن نبود؛ به این دلیل که همه باید یکدست بازی می‌کردند. نیاز بود بازی‌های مینی‌مال و در عین حال با نگاه‌های دقیق صورت بگیرد که این احتیاج به آن داشت که مدام بازی‌ها روتوش شود و در میزانسن و فیلم‌برداری اتفاق طوری رقم بخورد که همه چیز طبیعی باشد. قطعا به تمرکز و حضور فعال در صحنه احتیاج داشت که فکر می‌کنم سعی کردم اکثر بازیگران چنین موقعیتی داشته باشند.


‌ بسیاری قصه را مردانه توصیف کردند و از این جهت هم فیلم شما را متفاوت‌تر از سایر فیلم‌هایی که ساختید می‌دانند؛ اما می‌توان این‌طور برداشت کرد که این بار به شیوه متفاوتی به زنانگی پرداختید. در این مورد صحبت می‌کنید؟


بله. به نظرم «آتابای» شخصیت‌های زن قوی، عمیق و متفاوتی دارد. همان‌طور که شخصیت‌های مرد فیلم هم همین شکل هستند. اما زن‌های فیلم من تصمیم‌گیرنده‌اند و اصلا مردها فقط روایت می‌کنند.


 در این فیلم و به شیوه متفاوتی این موضوع گفته شد. در «آتابای» هم شخصیت‌های زنی وجود دارد که با این که دیده نمی‌شوند، حضور بسیار مؤثری دارند،در قصه بسیار پررنگ هستند؛ چون «جی» درباره آن ها مدام صحبت می‌کند. می‌خواستم ببینم چطور می‌شود همین کار را در سینما انجام داد.


 اساسا این نوع روایت سلیقه من است؛ وقتی غیر‌مستقیم درباره شخصیت‌هایی صحبت می‌کنید که دیده نمی‌شوند؛ شخصیت‌هایی که در ذهن یک نفر هستند. در «آتابای» قصد داشتم چنین روایتی داشته باشم درباره شخصیت‌هایی که اصلا نمی‌بینیم، ولی بسیار مؤثر هستند.


‌ تطابق فرم ومحتوا در این فیلم نکته مهمی است و البته دکوپاژهای درستی که در فیلم می‌بینیم. قبل از ساخت چه ایده‌ای برای آن داشتید؟


من کل فیلم را قبل از فیلم‌برداری در ذهنم داشتم. برای من از همه چیز مهم‌تر طبیعی‌شدن قصه است که آن را خیلی غریزی انجام می‌دهم. حتی جای دوربین را سر صحنه غریزی انتخاب می‌کنم؛ بر اساس باور، زیبایی‌شناسی و ناخودآگاهم. دکوپاژ کلاسیک نمی‌کنم.


همان‌طور که گفتم، ادبیاتی که دوست دارم هم فرم روایی کلاسیک ندارد. فکر کنم فضاسازی و متعهد‌بودن به واقعیت مهم است.


‌ و باقی کارها؟


یک نمایشگاه عکس دارم که روی آن کار می‌کنم و نوشتن.

 

سه‌شنبه، دی ۰۷، ۱۴۰۰

موزیک ویدئو «اتابای»

 نیکی کریمی موزیک ویدئویی از فیلم سینمایی «اتابای» با موسیقی دلنشین حسین علیزاده و صدای ثمین قربانی و پوریا اخواص به اشتراک گذاشت.





 



سه‌شنبه، آذر ۳۰، ۱۴۰۰

مصاحبه نیکی کریمی درباره فیلم سینمایی «اتابای»با ماهنامه صبا

 نیکی کریمی در مصاحبه ای که با ماهنامه صبا داشته به سوال های دنیا خمامی درباره ی فیلم سینمایی «اتابای»پاسخ داده،این گفتگو در سایت +ماهنامه صبا در دسترس قرار دارد.

درست در سینمایی که بیش از هر چیز نمایش اجتماع شلوغ یا تصاویر پر از خشونت اپیدمی و همه‌گیر شده است، شما از پایتخت خارج و به قاب‌بندی و ثبت تصاویر کارت‌پستالی رسیدید، چه نیاز و احساسی بود که خواستید «آتابای» را با این فرم بسازید؟

بله، دلم می خواست هم خودم و هم بیننده فیلم با هم نفسی بکشیم، من جهان هر فیلمی را خیلی کشف و شهودی در ذهن خودم می‌سازم و می‌بینم. در مورد «آتابای» هم از قبل می‌دانستم که ما افق‌های وسیعی می‌خواهیم چرا که می‌خواهیم یک آدمی را گرفتار و مانده در قاب ها و دشت های بزرگ ببینم.

برای شما چقدر ریسک داشت فیلمی بسازید که مجبورتان کند با زیرنویس مخاطب را نگاه دارید؟ به این فکر نکردید که ممکن است یک بخشی از مخاطب عام که اغلب هم کم‌حوصله هستند با خواندن متن خسته شوند و فیلم را از دست بدهند؟

خیر، به ریسکش فکر نکرده بودم، یعنی در حقیقت اصلا به چنین مسئله‌ای فکر نکردم. می خواستم به قصه‌ای که در یک روستا یا یک شهر کوچکی می‌گذرد وفادار باشم؛ قصه‌ ای از یک فرهنگ و اقلیم خاص به زبان همان محل و منطقه . 

فیلم و سینما برای من کشف دنیاهای تازه است حالا با درون خودم یا ادم ها. وقتی فیلم خوب می بینم یا کتاب خوب می خوانم زمانی ست که حرفی نو بر دلم نشسته و دید و افق تازه ای در برابر چشمانم گشوده . دلم می خواست همین هم برای تماشاچی همراه با من اتفاق بیافتد. در واقع در یک دایره ذهنی . آن چیزی که با کشف و شهود به آن می‌رسیم، می‌تواند برای من لااقل مفهوم سینما را بسازد. در مورد «آتابای» هم همین بود و وقتی که یک فیلمی در یک اقلیم دیگری دارد ساخته می‌شود قطعا همان زبان و شیوه‌ خودش را دارد ولی واقعیتش این است که این سینما سینمای جمع ‌وجوری است و در حقیقت هیچ حدسی نداشتم که مخاطب وقتی که فیلم را ببیند چه واکنشی نشان می‌دهد. ولی می دانستم که هر فیلم مخاطب خودش را پیدا خواهد کرد و قطعا برای آن مخاطب مثل خود من ؛ دیگر مهم نیست که فیلم زیرنویس باشد یا نباشد. در واقع مهم این است که با دنیای فیلم ارتباط برقرار کند و بخواهد که در آن سهیم شود.



پرونده فیلمسازی شما نشان داده که با اینکه به قصه علاقه‌مند هستید اما فرم برای شما مسئله مهم‌تری است اما در «آتابای» بسیار بسیار در خدمت قصه، زیست‌بوم و روایت هستید. تمایل شما به سمت تجربه این نوع روایت در خدمت قصه بیشتر بود؟

بله؛ فرم برای من خیلی مسئله‌ مهمی است و خیلی قبل‌تر از زمان فیلمبرداری سعی می‌کنم کم کم همراه با فیلم‌نامه آن را در ذهن خودم شکل ‌دهم و مشخص کنم. 

در طول فیلم‌برداری هم باز بارها و بارها «فرم» خودش را برایم بازسازی می‌کند و این بازسازی به وسیله کنکاش و کشف آدم‌ها، دیدن و مشاهده کردن سر صحنه، حضور در کنار بازیگران، فیلمبردار و به طور کل گروهم، همین طور با دیدن و کشف سکوت محیط و فضای بین محیط اتفاق می‌افتد.

فیلم یک تحلیل شخصیت از یک شخصی در مرز ویرانی ارائه می‌دهد که خود شخصیت یعنی آتابای است و مراحل رسیدن به فروپاشی به درستی در دیالوگ‌های شیرین فیلم خودافشایی می‌کند، سیری که از انتقام به خشم و از خشم به عشق و مهربانی می‌رسد کاملا ملموس است. چقدر شخص نیکی کریمی علاقه به ساخت فیلم‌هایی با کانسپت و ریشه روانشناسانه دارد و چقدر در این زمینه مطالعه و اهل معاشرت‌های حرفه‌ای با روانکاوان یا روانشناسان هستید؟

من به مباحث و موارد زیادی علاقه دارم یعنی چیزهای مختلفی هست که یکی از آنها روانشناسی است. شما به مطلب خوبی اشاره کردید. نه‌تنها همیشه درباره روانشناسی خوانده‌ام بلکه دو، سه سال قبل دوره‌ای دیدم که به واسطه این ها الان تقریبا می‌توانم روانکاوی انجام دهم . 

به هرحال شخصیت‌پردازی «آتابای» خیلی برای من مهم بود ، همان‌طور که گفتم دوست‌دارم تجربه کنم و فکر می‌کنم که آدم نباید همیشه یک‌جور کار کند.

برای رسیدن به یک قصه و طرح چه پروسه‌ای برای شما تا جرقه‌زدن طی می‌شود خاصه فیلمنامه که در این آخری روند ملایمی دارد و پرحادثه نیست و گویی فقط یک واقعه در میدان دید است و مخاطب قرار است واکنش‌ها را تماشا کند؟ مثلا درباره شکل عشق و نگاه عاشقانه آتابای چه طور به این فرم رسیدید؟

رسیدن به یک فیلمنامه و زمانی که یک شخصیت ساخته می‌شود پروسه‌ خیلی اسرارآمیزی دارد و من به طور غریزی سعی می کنم بفهمم چه باید بسازم . مثلا یادم می اید یک روزی در فصل بهار روزی به پیاده روی رفته بودم ، هوا بسیار زیبا بود و شکوفه ها درآمده بودند، با خودم گفتم همین ها را ما باید در سینما نشان بدهیم ؛ عشق و شعر را ،موضوع دیگر شخصیتی بود که در ادبیات برای من همیشه جذاب بوده ؛ نمایش یک آدم بیگانه ای که با محیط و اطرافش نمی تواند ارتباط برقرار کند . این شخصیت بیگانه در خیلی از آثاری که در ادبیات دوست داشتم حضور داشته است مثل آثار سلینجر ؛ پل استر و حتی همین کتاب نزدیکی که ترجمه کرده ام . بگذارید اصلا این طور بگویم که همه ما یک جورهایی بیگانه ایم و احساس می کنیم در جامعه درست درک نمی شویم .و اما درباره بخش بعدی سوال که عشق هست هم باید بگویم که آتابای ارتباط سالم نمی تواند برقرار کند مغلوب همان مسائل روانی ، کمپلکس‌ها و پیچیدگی‌های شخصی خودش می‌شود و این عشق، یک عشق واقعی نیست.

و این نشان می‌دهد به نظر می‌آید که جزییات خیلی برای شما مهم است.

بله؛ در پروسه‌ فیلمنامه جزئیات برای من بسیار مهم است، در واقع زندگی و جزئیات زندگی همیشه در فیلم‌هایم خیلی مهم بوده‌ است و خیلی روی این قضیه کار می‌کنم. شخصیت‌های مختلف زنی که در فیلمنامه هست که همه قوی و مهم هستند از مردهای فیلم قوی ترند و دقیقا میدانند چه می خواهند و این شخصیت های که طراحی می کنم همه حتی با وجود کوتاهی بسیار عمیق و تاثیرگذار هستند .

نقدی که به فیلم «آتابای» می‌شود پایان آن است و تکلیفی که می‌شد روشن شود اما در ابهام ماند. برخلاف سال‌های قبل حالا دیگر روند پایان‌بندی در سینمای جهان پایان‌های مشخص و بسته است؛ چند بار در ذهنتان این پایان‌بندی را تغییر دادید تا به این برسید و اگر دوباره بسازید باز همین پایان را انتخاب می‌کنید؟

از ابتدا همین پایان‌بندی در ذهنم بود. همان‌طور که گفتم هر فیلمی حرف و فرم خودش را دارد ولی به نظر من شخصیت آتابای شخصیتی است که تا زمان مرگش همین حالت را دارد. یعنی از اول و همیشه در یک برزخی از زندگی‌ خودش دست‌و‌پا زده چون هیچ‌وقت آدمی نیست که بتواند درست تصمیم بگیرد و یا به موقع‌اش یک کار درستی را انجام دهد. آدم‌ها برزخ و جهنم زندگی خودشان را خودشان می‌سازند و آتابای از این دست است. این تصمیم من بود که در پایان در همان برزخ بماند .

سینمای ما از نگاه بین الملل با چند سینماگر خاص معرفی می‌شود که قطعا یکی از آن‌ها عباس کیارستمی است؛ شما در حضور و داوری‌هایتان با چه واکنشی درباره‌ی سینمای ایران مواجه می‌شوید؟

به نظر من در طی سال‌های گذشته فیلم‌سازان و سینماگران بین‌المللی زیادی از ایران داشته‌ایم و همه‌ی آن‌ها هم فعالیت‌های مناسبی داشته‌اند و آثارشان هم دیده شده‌است؛ عباس کیارستمی هم قطعا از هنرمندانی است که فیلم‌هایش زیاد دیده شده‌است. سوال شما دو بخش است. درباره‌ی حضور در جشنواره‌ها می‌توانم بگویم به هرحال هرکس در جایگاه کارگردان مشتاق است که نگاه تماشاگران، مخاطبان و بینندگان در کشورهای دیگر را هم همراه خود داشته باشد و این خیلی جذاب است که تماشا کنی اثرت در خارج از کشورت هم تاثیرگذار است یا نه. هر آدمی دوست دارد فیلمش هم در کشور خودش و هم در کشورهای دیگر اکران شود و این یکی از جذابیت‌های فیلمسازی است.

درباره‌ی مبحث داوری هم باید بگویم که سال‌ها به عنوان داور برای جشنواره‌های بین‌المللی مختلف انتخاب شدم که تجربیات جالبی برای من رقم زده است. در پروسه داوری فیلم‌هایی می‌بینید، نظرات مختلفی می‌شنوید و در نهایت گاهی یک اتفاق نظر بین چند داور شکل می‌گیرد. ولی به طور کلی این موضوع برای من در طی این سال ها باعث اندوخته شدن تجربیات جذابی از سینمای جهان شده است. هرچند این را هم بگویم، زمان‌هایی پیش آمده که پیشنهاد داوری را رد کنم و حوصله‌اش را نداشته باشم اما اکثرا پذیرفته‌ام چون همان طور که گفتم به چشم تجربه به آن نگاه می‌کنم؛ فرصتی که باعث می‌شود فیلم‌هایی را که جایی اکران نشده‌اند، تماشا کنم.

شما سعی کردید در چند جبهه فعالیت کنید؛ یعنی بازیگری، فیلمسازی، مستند‌سازی، ترجمه و… در کدام بیشتر با خود خودتان مواجه شدید و برای شما یک جور تراپی و آرامش هم به همراه دارد؟

تقریبا تمام کارهایی که من انجام می‌دهم به هم مربوط است و به نوعی همه را با علاقه انجام می‌دهم. مستندسازی را خیلی وقت است که انجام نداده‌ام، در واقع من اولین فیلمی که ساختم یک مستند بود و بعد از آن دیگر مستند کار نکردم ولی عکاسی و ترجمه می‌کنم .

صادقانه بخواهید بگویید اقبال مخاطب عام برایتان اولویت بیشتری دارد یا اجرایی شدن همان چیزی که مدنظرتان است و جلب کردن توجه مخاطب صاحب‌فکر؟

فکر کنم از فیلمی که ساخته ام مشخص است . اتابای شخصی و بسیار دلی است اما قطعا کسی هم هست که این دنیا را دوست داشته باشد با آن ارتباط برقرار کند . طبیعت هر هنری این است که تماشاچی اختصاصی خودش را دارد. یعنی شما الان اگر حتی فیلم‌های پر فروش را هم نگاه کنید، دلیل این که می‌روند آن ها را می‌بینند چیست؟ چون آن ها تماشاچی اختصاصی آن دسته از فیلم‌ها هستند.

 بنابراین مثل همه‌ هنرهای دیگر، هر کسی کار خودش را انجام می‌دهد و طبیعتا اگر همه‌ آدم‌ها از یک فیلم خوششان بیاید دیگر این اسمش هنر نیست. همه‌ ما سلیقه‌های مختلفی داریم و هر کسی دارد کار خودش را انجام می‌دهد و اصلا این طبیعت هنر است. فکر می‌کنم که من دیگر بعد از پانزده سال فیلمسازی نوع کارم مشخص است .

سیستم حاکم با ستاره‌سازی مخالف است چرا که ستاره را الگوی مخاطب می‌داند و احساس می‌کند با هر رفتار اشتباه یک سلبریتی توده تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد و این حاکمیت است که باید درباره سلبریتی پاسخ‌گو باشد. شما به عنوان یک بازیگر که صاحب‌اندیشه هستید ستاره و یک آرتیست معروف را الگویی می‌دانید که رفتارش جریان‌ساز است یا او را یک آدم عادی صاحب اکت و رفتار شخصی می‌دانید که قرار نیست الگو باشد؟

آن چیزی که برای من مهم هست این است که به هر حال همه‌ ما به عنوان یک هنرمند رفتار و کردار درستی داشته باشیم و این به نظر من می‌تواند یک الگو باشد. یعنی این که در حقیقت بتوانیم همان کاری را کنیم که تاثیر خوبی بر جامعه بگذاریم و این قضیه همیشه برای من مهم بوده‌است.

آتابای برخلاف این‌که در وهله اول فیلمی با دنیای مردانه به نظر می‌رسد، اما جزییاتی که برای شخصیت‌های زن آن تعریف کرده‌اید، کاملا ذهن مخاطب را درگیر می‌کنند. حتی کوتاه‌ترین بازی‌های زنان فیلم هم در روند قصه نقش موثر دارند و شخصیت‌ها هم بسیار ملموس هستند…

بله، به نکته‌ی درستی اشاره کردید. اتفاقا فیلم من با این که فیلم مردانه‌ای به نظر می‌رسد اما شخصیت‌های زن بسیار قوی دارد که اتفاقا از شخصیت‌های مرد داستان شخصیت‌های محکم‌تری هستند و جزئیات خیلی خوبی هم راجع به آن‌ها دیده می‌شود. 

مهم‌ترین شخصیت این داستان خواهر آتابای یعنی فرخ‌لقا است که فوت شده اما ما دائم از او می‌شنویم. پس از او شخصیت پاپل است، زنی قوی که شوهرش را از دست داده و با دخترش و فرزند او زندگی می‌کند. جیران هم شخصیتی است که من خیلی دوستش دارم. او دختر نوجوانی است که آمال و آرزوهای بسیاری دارد و چون اهل کتاب و درس است دلش می‌خواهد که خودش را از این وضعیت رهایی ببخشد؛ به شهر برود و به درسش ادامه دهد و تنها راه را در وجود آتابای می‌بیند.

 سیما دختری که خارج از کشور زندگی کرده، شوهرش به دلیل این که سرطان گرفته از او جدا شده سیما به ایران بازمی‌گردد و برای این که حال و هوایی عوض کند به همراه پدرش به آن منطقه می‌آید و آتابای را می‌بیند. به هر حال هر دو شخصیت به دلیل سرگشتگی‌ها و مشکلاتی که دارند، نسبت به هم شیفتگی پیدا می‌کنند.