‏نمایش پست‌ها با برچسب کتاب های نیکی کریمی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب کتاب های نیکی کریمی. نمایش همه پست‌ها

پنجشنبه، دی ۱۳، ۱۴۰۳

نور ماه بر درختان کاج

 «بدون خستگی  بارها به تماشای ماه نشسته ام   نه یک بار   نه دو بار»

 

                                                                   نورماه بر درختان کاج ترجمه ی نیکی کریمی

 


 

یکشنبه، خرداد ۲۸، ۱۴۰۲

بدون شرح

 «شب های شیرین بهاری 

                                      با عطر شکوفه های گیلاس 

                                                                                  به پایان رسید.»

 

                                                               کتاب نور ماه بر درختان کاج ترجمه نیکی کریمی 

 

 



چهارشنبه، اسفند ۲۰، ۱۳۹۹

کتاب «نزدیکی» ترجمه نیکی کریمی

 کتاب «نزدیکی» داستانی اثر حنیف قریشی با ترجمه ی نیکی کریمی توسط نشر چشمه منتشر شد،کتاب «نزدیکی» با ترجمه ی نیکی کریمی قبل از این هم در سال ۱۳۸۳(نشر توفیق افرین)منتشر شده بود.



مطالب مرتبط:+کتاب نزدیکی ترجمه نیکی کریمی

                      +نگاهی به کتاب و فیلم سینمایی «نزدیکی»


دوشنبه، اسفند ۱۸، ۱۳۹۹

نگاهی به کتاب و فیلم «نزدیکی»(Intimacy)

 از اولین باری که کتاب«نزدیکی»اثر حنیف قریشی با ترجمه ی روان و خوب نیکی کریمی را خواندم سال های زیادی می گذرد،ان موقع هنوز فیلم سینمایی «نزدیکی» به کارگردانی پاتریس شرو را هم ندیده بودم،فیلمی که بر اساس داستان کتاب «نزدیکی»ساخته شده،اقتباسی که بیشتر  برداشتی ازاد از این داستان به حساب می اید.

این روزها خبر انتشار دوباره کتاب «نزدیکی» با ترجمه نیکی کریمی بعد از گذشت این همه سال باعث خوشحالی است.

داستان «نزدیکی»روایت اول شخص نویسنده ای تنهاست که  همسر و دو فرزندش را ترک کرده تا خودش را پیدا کند،انتخاب دشواری که  شروع یک سفر درونی برای «جی» شخصیت این داستان است،روایت با مرور خاطره های دور و نزدیک شروع می شود و نگاهی گذرا به رابطه جدیدی دارد که شاید شکل بگیرد.




به نظرم  بیان داستان از زاویه نگاه اول شخص و صراحت به یادماندنی که شخصیت «جی» در کتاب «نزدیکی» دارد به تاثیرگذاری این اثر کمک زیادی کرده،هر چند ممکن است مخاطب با همه قضاوت های او  درباره ان چه روایت می کند به صورت مطلق موافق نباشد ولی باز هم حس همدلی و همراهی با شخصیت« جی»  را تا پایان قصه حفظ خواهد کرد.

 وقتی فیلم سینمایی «نزدیکی» به کارگردانی پاتریس شرو را دیدم در انتظار اقتباسی وفادارانه با متن کتاب بودم ولی فیلم «نزدیکی»اثری متفاوت و مستقل از کتاب بود،تمرکز بیشتر فیلمساز روی شکل گیری  رابطه جدید و امروز شخصیت «جی» و زنی به نام «کلر» است و مرور گذشته به صورت فلش بک های کوتاه طراحی شده،در کتاب«نزدیکی» شخصیت «جی»  به عنوان کسی که داستان،نمایشنامه و فیلمنامه می نویسد به مخاطب معرفی می شود ولی در فیلم او نوازنده ای است که کارش را از دست داده و به عنوان یک متصدی کافه مشغول کار است.




شاید پاتریس شرو با هوشمندی شخصیت زنی(کلر) را در فیلم خلق کرده که می تواند وضعیتی شبیه به شخصیت مرد (جی)پیدا کند،مردی (جی)که همسر و فرزندانش را ترک کرده و به  تنهایی زندگی می کند و با زنی (کلر) وارد رابطه شده که هنوز همسر(اندی) و فرزندش را ترک نکرده ولی در یک جدایی عاطفی و در برزخ انتخاب شناور است.

بازی شخصیت زن(کلر)  به عنوان بازیگر نقش لورا در نمایش باغ وحش شیشه ای (تنسی ویلیامز) که در فیلم «نزدیکی» روی اجرای این نمایش تاکید زیادی شده یک انتخاب درست در فیلمنامه است.

فیلم با پایانی تکان دهنده تمام می شود،در دو سوی یک اتاق زن و مردی در مقابل هم اشک می ریزند،«کلر» شخصیت به یادماندنی فیلم« نزدیکی» انتخاب دشواری می کند و «جی» شخصیت مرد فیلم باز هم باید به دنیای تنهایی خودش پناه ببرد و (کلر)شخصیت زن فیلم  می رود.

تجربه خواندن کتاب «نزدیکی» اثر حنیف قریشی با ترجمه نیکی کریمی  تاثیر گذار  و به یادماندنی  است و دیدن فیلم «نزدیکی» به کارگردانی پاتریس شرو  هم بدون مقایسه با کتاب به عنوان یک اثر سینمایی تاثیر خودش را می گذارد و به یاد می ماند. 

پنجشنبه، فروردین ۰۷، ۱۳۹۹

بدون شرح


دنیا پر از رنج است،با این حال
                                            
                           درختان گیلاس شکوفه می دهند.

                                                            «کتاب نور ماه بر درختان کاج ترجمه نیکی کریمی»





عکس اثر زنده یاد عباس کیارستمی


یکشنبه، آبان ۰۵، ۱۳۹۸

کتاب صوتی «ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد» با صدای نیکی کریمی


کتاب صوتی «ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد»اثر پائولو کوئلیو با صدای نیکی کریمی توسط «نوین کتاب گویا»منتشر شده،به نظر می رسد این کتاب صوتی دوسال قبل در دسترس قرار گرفته،شنیدن کتاب های صوتی هم در کنار خواندن کتاب با توجه به تغییر فرم ارائه کتاب جذابیت های خاص خودش را خواهد داشت.






دوشنبه، فروردین ۲۷، ۱۳۹۷

نیکی کریمی و کتاب «مهمان های عروضی»


کتاب مجموعه شعر«مهمان های عروضی» که شامل شعرهایی خواندنی و متفاوت از نیکی کریمی ،سارا محمد علی نژادیان ،مهسا منجزی پور و نسترن منجزی پور هست،سال ۱۳۹۴ توسط نشر «ری را» منتشر شده،هر چند به نظر می رسد در طول این مدت ،نیکی کریمی هنوز در صفحه های  شخصی خودش و مصاحبه ها به این کتاب اشاره ای نکرده ،به نظرم رسید چند شعر از شعرهای زیبای نیکی کریمی  که در فصل اول این کتاب منتشر شده را نقل کنم.

«دلتنگی »

تو دیده ای ادم ها وقت دلتنگی              چه شکلی اند؟؟

مثل یک مومیایی                    که با مرگ عجین است

ولی هنوز جایی میان زنده ها دارد...

تو می دانی مومیایی چه حسی دارد؟

حالا مرا ببین        به ارام ترین حالت نشسته ام                      کنج کاناپه

تنها ارتش ذرات در تنم منتظر شورشند...

تو می دانی شورشیان در اخرین مکث قبل از شورش چه حسی دارند؟

من این گوشه،رنگ از کالبدم پریده                     مثل شیشه ی خالی عطری

که هنوز بوی خاطرات می دهد...





«رفتگر کوجه رویا»

سال هاست                پیش از امدنت                    خیال باران های نزده دارم

سال هاست                  پیش از امدنت                جارو به دست

کوچه های خالی از برگ های نریخته را جارو می کنم

چای را مقابل فضای خالی از تو                         سر می کشم

هوای خالی از تو را...                       بو...

عطرت همیشه صبح گرگ و میش می اید

و من همیشه غروب جمعه از کنار پنجره                گذشته ام...


سال هاست تو نمی ایی                           و من

نداشته هایم را به اغوش می کشم.


«تعبیر خواب»

نیمه های شب

وقتی شال و کلاه می کنی که به خوابم بیایی 

کت گرمی بپوش                   از لای پنجره ی  اتاقم سوز می اید

ساعت مچی ات یادت نرود                 می خواهم وقتی کنارم هستی 

زمان در دستان تو باشد                    

بیا اوازی بخوان       صدایت جای سوت کشیدن مدام در سرم را بگیرد

چه صادقانه زندگی با تو را خواب می بینم

اما همیشه عمر این زندگی ،کوتاه است...                    چون

تو حتی خواب مردن من را نمی بینی...




چهارشنبه، فروردین ۰۴، ۱۳۹۵

باران های بهاری

«وقت باران های بهاریست                  اما شب هنگام 

نور ماه بر درختان کاج افتاده...از کتاب نورماه بر درختان کاج (ذن هایکو ) ترجمه نیکی کریمی »



چهارشنبه، دی ۱۶، ۱۳۹۴

نیکی کریمی و کتاب دوفیلمنامه شیفت شب و سوت پایان

کتاب دو  فیلمنامه  «شیفت شب» و «سوت پایان » اثر نیکی کریمی توسط نشر افراز منتشر شد قرار بود فیلمنامه «یک شب » هم در این کتاب باشد ولی با وجود اکران سال گذشته این فیلم در گروه هنر و تجربه ، این فیلمنامه مجوز نشر نگرفت .

 ان طور که در خبرها منتشر شده ،این کتاب با حضور نیکی کریمی در سینما فرهنگ  رونمایی شد.



















شنبه، تیر ۱۳، ۱۳۹۴

کتابخوانی نیکی کریمی

در اردیبهشت ماه که نمایشگاه کتاب برگزار شده بود ،نیکی کریمی در برنامه ی کتابخوانی شرکت کرد و بخش هایی از کتاب عشق سال های  غم ترجمه ی خودش را در نمایشگاه کتاب خواند.

روایت کتابخوانی نیکی کریمی در نمایشگاه کتاب به نقل از خبرگزاری مهر این طور شرح داده  شده بود.

 نیکی کریمی درباره کتاب هایی که  در کودکی مطالعه کرده،گفت: اولین کتاب جدی که خودم آن را خواندم قصه های آذربایجان نوشته صمد بهرنگی بود.



وی در بخش دیگری از این برنامه درباره کار ترجمه گفت: ترجمه کردن حرفه اصلی من نیست. وقتی سفر می روم و کتابی دوست داشتنی پیدا می کنم می خواهم خواننده ایرانی نیز آن را بخواند. برای نمونه وقتی از نوشته های حنیف قریشی خوشم آمد و همچنین دیدم که در ایران اثری از وی منتشر نشده، تصمیم گرفتم آن را ترجمه کنم.
کارگردان فیلم  «سوت پایان» درباره ترویج فرهنگ کتابخوانی گفت: من نمی خواهم در این باره جواب کلیشه ای بدهم. وقتی تنها تمرکز کتابخوانی و رونق آن در ایران محدود به چند روز برگزاری نمایشگاه کتاب است، صحبت از این مسئله برایم خیلی خنده دار است، ما باید برنامه ای در نظر بگیریم که تمام ۳۶۵ روز سال چنین اتفاقی رخ دهد.


وی افزود: هیچ کس با آمدن به نمایشگاه کتاب،کتابخوان نمی شود، باید به اهمیت کتابخوانی پی ببریم. هدف از کتابخوانی آگاهی است پس این اصل آگاهی است که باید برای ما اهمیت پیدا کند.
کریمی درباره کتاب های مورد علاقه اش گفت: روی میز شخصیم که رایانه و دیگر وسایل شخصیم بر آن قرار دارند، همیشه چند کتاب هستند که چیده شده باشند.وقتی به شهر کتاب می روم معمولا کتاب های متنوعی خریداری می کنم، زیرا به حوزه تاریخ، روانشناسی و ... علاقه مندم.

چهارشنبه، فروردین ۲۶، ۱۳۹۴

مصاحبه نیکی کریمی درباره ی ترجمه کتاب

نیکی کریمی درباره ی ترجمه ی عشق سال های غم نوشته حنیف قریشی گفتگوی کوتاهی با ایسنا انجام داده که نقل می کنم:

نیکی کریمی که چند سال قبل «نزدیکی» دیگر اثر حنیف قریشی را ترجمه کرده است،درباره‌ انگیزه‌اش از ترجمه آثار این نویسنده به ایسنا گفت: اولین‌بار در لندن کتاب «نزدیکی» این نویسنده را (که چند سال قبل ترجمه کردم) خواندم و برایم خیلی لذت‌بخش بود. می‌دانستم که کتاب در ایران ترجمه نشده است و دلم می‌خواست که خواننده ایرانی هم کتاب را بخواند. علاوه بر این‌که سبک عجیبی دارد، حس درونی یک آدم را از طریق فکرها و مونولوگ‌های درونی اش منتقل می‌کند.


او با اشاره به کتاب «عشق سال‌های غم» جدیدترین اثری که از حنیف قریشی ترجمه کرده است، توضیح داد: این کتاب نیز شامل ده قصه است که در لندن می‌گذرد و در آن عشق، نفرت، غم و شادی در روابط بین آدم‌ها روایت می‌شود.

نیکی کریمی ادامه داد: حنیف قریشی نویسنده‌ای پاکستانی‌الاصل است که در لندن از مادری انگلیسی و پدری پاکستانی متولد شده است و سرگشتگی بین دو ملیت و موضوع مهاجر بودن در آثارش نیز احساس می‌شود.




او که «شیفت شب» را در مقام کارگردان آماده‌ نمایش دارد درباره‌ مشغله‌هایش و اولویت کاری اش در عرصه ترجمه مطرح کرد: ترجمه برایم لذت‌بخش است و به همین دلیل تمام عید مشغول ترجمه کتاب جدیدی بودم از هایکوهای ژاپنی که چند سال قبل نیز این هایکوها را منتشر کردم.

به گفته کریمی، کتاب «عشق سال‌های غم» چهار سال قبل توسط نشر «چشمه» به وزارت ارشاد ارائه شده و مجوز انتشار نگرفته بود اما سال گذشته در مقطعی که این نشر تعطیل بود و دوباره باز نشده بود، توسط نشر «افراز» ارائه شد و سرانجام مجوز انتشار گرفت.

یکشنبه، فروردین ۲۳، ۱۳۹۴

شنبه، فروردین ۱۵، ۱۳۹۴

به یاد مارلون براندو (Marlon Brando)

دیروز سوم اوریل سالگرد تولد مارلون براندو بازیگر به یاد ماندنی سینما بود که به همین خاطر بخشی از کتاب اواز هایی که مادرم به من اموخت (سرگذشت مارلون براندو) ترجمه نیکی کریمی را نقل می کنم:
«این داستان پایانی ندارد. اگر می دانستم ،خوشحال می شدم به شما بگویم .درست همان طور که نمی دانم پیشتر از ان که با دستان گشاده در انتظار ظهور ان معجزه ها زیر درخت نارون در انتهای خیابان سی و دوم بنشینم کجا بودم،پس از این هم برای خودم معمایی خواهم بود در دنیایی که هنوز هم گیج و متحیرم می کند.

با این که زندگی تفسیر ناپذیر باقی می ماند ،در این که در ناشناخته فرا زمان کجا خواهم بود ،جایی برای کنجکاوی نمی بینم ولی مطمئنم که وقتی نفسم به اخر می رسد ،از ان چه در خیابان سی و دوم بودم ،شگفت زده تر نخواهم شد.



هر وقت خودم را در حالی مجسم می کنم که شب هنگام ،در جزیره ام وقتی نسیمی نرم و ملایم می وزد ،نشسته ام ،ذهنم ارامش پیدا می کند.

با دهانی باز و سری به پشت خم شده ،در حال تماشای نقطه های نورانی گذرا ،در انتظار ان درخشش خوفناکم تا مرا با خود از این سوی اسمان سیاه به ان سو بکشاند و خاموشم کند ،دیگر دستانم را نمی گشایم ،ولی هرگز از انتظار کشیدن برای جادویی دیگر خسته نمی شوم.»

پنجشنبه، دی ۲۹، ۱۳۹۰

از پدرخوانده تا اوازهایی که مادرم به اموخت ترجمه ی نیکی کریمی

پدرخوانده فیلم بزرگی در تاریخ سینماست ،سه گانه ای که ماندگار شد ،نشریه ی دنیای تصویر ویژه نامه ی جالبی برای این فیلم منتشر کرد که باز باعث یاداوری این اثر به یاد ماندنی سینما شد ،بازی مارلون براندو ،رابرت دنیرو ،ال پاچینو با کارگردانی کاپولا همیشه توی ذهن دوستداران سینما می ماند و سه گانه ی پدرخوانده فیلم هایی تاثیرگذار برای نسل های مختلف خواهد شد .




مارلون براندو هم در کتاب اوازهایی که مادرم به من اموخت ترجمه ی نیکی کریمی در بخش هایی از ان به خاطرات خود از زمان ساخته شدن فیلم پدر خوانده می گوید ،قسمت هایی از این مطالب را  نقل می کنم.


به خاطر این که کنجکاویم را ارضا کنم،کمی تمرین کردم تا ببینم می توانم نقش یک ایتالیایی را بازی کنم یا نه.گریم کردم و مقداری دستمال کاغذی زیر چانه ام گذاشتم و جلو اینه شروع کردم به در اوردن نقش و بعد مقداری فیلمبرداری کردم و نوارش را گذاشتم و دیدم .

پس از کمی کار متوجه شدم که می توانم نقش را در جهت قصه در بیاورم .پارامونتی ها هم فیلم را دیدند و خوششان امد و این طوری شد که پدرخوانده شدم...




اما من پس از این که کتاب را خواندم ،تصمیم گرفتم نقش دن کورلئونه را به صورت ازمایشی اجرا کنم فکر کردم به جای ایفای نقش او به صورت ادمی کله گنده بهتر است او را مردی ارام و فروتن نشان دهم،همان طور که در کتاب هم بود.

دن کورلئونه از ان دسته مهاجرانی بود که در قرن حاضر به این کشور امده بودند و مجبور شده بودند برای نجات خودشان خلاف موج شنا کنند و تا انجا که می توانند برای بقایشان تلاش کنند .

او هم همان امیدها و ارزوها یی را برای پسرش داشت که به طور مثال جوزف کندی برای پسر خود داشت ...

فکر کردم جالب است که دارم نقش گانگستری را بازی می کنم که احتمالا برای اولین بار در سینما مثل ادم بدهایی که ادوراد رابینسن بازی می کرد نبود.



شنبه، اردیبهشت ۲۴، ۱۳۹۰

نیکی کریمی و عشق زمان غم

نیکی کریمی در عرصه ی ترجمه بعد از «اوازهایی که مادرم به من اموخت» (زندگینامه مارلون براندو)،«نزدیکی» رمان تکان دهنده ی حنیف قریشی ،«نور ماه بر درختان کاج (هایکو)» خبر از پایان چهارمین ترجمه ی خودش داده است،«عشق زمان غم» از حنیف قریشی کتابی است که باید منتظر انتشارش ماند .

نیکی کریمی در ابان ۱۳۸۸ در بخشی از مصاحبه ای که با همشهری جوان شماره ۲۳۷ انجام داده بود درباره ی ترجمه هایش می گوید

«همان کتاب خواندن های زیاد باعث شد تا متن های خوب و بد را از هم تشخیص بدهم،از طرفی از سوم ،چهارم دبستان اموزش زبان را شروع کردم و تافل گرفتم و یک سالی در امریکا درس خواندم،اما در دوران راهنمایی ترجمه را شروع کردم.







بارها شد وقتی اهنگی از بیتلز را گوش می کردم ،دلم می خواست بفهمم چی می گوید ،متنش را پیدا کرده و ترجمه می کردم ،ولی من خودم را یک مترجم حرفه ای نمی دانم،در عکاسی هم داعیه ای ندارم،این کارها مشغولیت هایی است که ان ها را ادامه می دهم و دوست دارم کار را تمام بکنم 





مثلا اولین کتابی که ترجمه کردم درباره ی مارلون براندو بود که به من پیشنهاد شد ولی دو تا کتاب بعدی کتاب هایی بود که گرفتم تا بخوانم،یکی رمان نزدیکی حنیف قریشی بود .خواندم و گفتم حیف که کتابی از قریشی ترجمه نشده ،همه اش این طوری بوده ،هایکوها هم این طوری بوده.

می دانستم پاشایی و شاملو سال ها پیش ترجمه کرده اند اما این کارها را هم ترجمه کردم.

الان هم دارم کارهای قریشی را ترجمه می کنم که کارهای مدرن و خوبی است و حیف است مخاطب ایرانی ان را از دست بدهد...»



چهارشنبه، اسفند ۲۵، ۱۳۸۹

کتاب «نورماه بر درختان کاج» ترجمه نیکی کریمی

«دنیا پر از رنج است ،با این حال درختان گیلاس شکوفه می دهند».نور ماه بر درختان کاج تر جمه ی نیکی کریمی


به  یاد هایکوهای زیبا و دوست داشتنی افتادم ،از جمله ان ها کتاب «نور ماه بر درختان کاج »...جاناتان کلمنتس... ترجمه ی نیکی کریمی که پاییز ۱۳۸۵ توسط نشر چشمه منتشر شد .




نیکی کریمی در مقدمه ی زیبایی که اول کتاب نوشته درباره ی هایکو توضیحاتی داده که  نقل می کنم 

«فکر می کنم هشت سال پیش بود که با خواندن کتاب های هایکو ترجمه ی احمد شاملو ،ع .پاشایی و اواز جهیدن غوک ترجمه ی زویا پیرزاد برای اولین بار با هایکو اشنا شدم.

شعر هایکو برای من بسیار ساده و زیباست .سرشار از هزار نکته ظریف و انسانی .

رسیدن به چنین سادگی و خلوصی قطعا برای سراینده هایکو بعد از رسیدن و گذشتن از خیلی چیزها اتفاق افتاده.

شعر هایکو شعر بیان هیچ است .همان طور که هنرمندان ژاپنی که از ذن متاثر هستند،در بیان احساسشان کلمات اندکی به کار می برند و نقاش ژاپنی کمترین حرکات قلم مو را.چون احساس وقتی کامل بیان می شود جایی برای بیان ناشناخته ها باقی نمی ماند.

باشو مهمترین هایکو سرای ژاپنی ،خود یک خانه به دوش بوده.شیداترین عاشق طبیعت که سراسر عمرش به سفر از این سو به ان سوی ژاپن گذشته می گوید :نمی دانم کی بود،اما میل نیرومندی به زندگی اوارگی در خود احساس کردم و خود را به دست سرنوشت سپردم .«چون ابری تنها که پنداری سبکبارانه می رود.»



باشو تجسم تنهایی جاودانه بود.تصویر رهرویی که در جامه سفر به کوه فوجی می نگرد .تصویر تنهایی رازگونه انسان،سرشار از ادراک تمام و کمال لحظه.باشو از مشتاقان ذن است . خود را فورابو می خواند یعنی مردی که زندگی اش به تکه پارچه ای نازک می ماند در باد.

 از دیر باز باد سر شار از ناشناخته ها بوده است،کسی نمی داند که از کجا می اید و به کجا می رود به نظر باشو ان چه راز تنهایی جاودانه است روح فووگا است ،فووگا یعنی حظ و لذت بی شائبه بردن از زندگی ساده و چیزی نخواستن و یکی شدن با طبیعت.

مرد فووگا دوستانش را در گل و پرنده و سنگ و اب و باران و ماه می یابد و همین است که هایکو های باشو سرشار از وصف طبیعت است.باشو هایکویی دارد درباره گلی حقیر،گلی سفید که کنار جوی می روید و در ژاپن به نازونا معروف است.می گوید:

«خوب که نگاه کردم نازونا را دیدم در کنار پرچین ،شکفته»

فکر می کنم این شعر بیان هر ان چه است که درباره ی هایکو خواستم بگویم.

نیکی کریمی   فروردین ۱۳۸۴»

                                                                                 


دوشنبه، آبان ۰۳، ۱۳۸۹

گفتگوی نیکی کریمی درباره ی مارلون براندو

نشریه نقش افرینان در شماره ی هشتم خودش،مرداد ۱۳۸۳ گفتگویی با نیکی کریمی در مورد کتاب اواز هایی که مادرم به من اموخت و مارلون براندو انجام داده بود که نقل می کنم

چه طور شدبه این فکر افتادیدکه زندگی نامه براندو را ترجمه کنیدو اصلا این کتاب چطور به دست شما رسید؟

من ابتدا تصمیمی برای ترجمه این کتاب نداشتم اما اقای هوشنگ گلمکانی که بخش هایی از این کتاب را قبلا با ترجمه ی شخص دیگری در مجله ی فیلم چاپ کرده بودند،از من خواستند که برگردان فارسی ان را بر عهده بگیرم و من پس از این که بخش هایی از ان را خواندم تصمیم گرفتم ان را ترجمه کنم ولی این که چرا برای این کتاب انتخاب شدم را هنوز خودم هم نمی دانم به هر حال کتاب جذاب و هیجان انگیزی بود که با خواندن قسمت هایی از ان مجذوبش شدم.



چقدر قبل از ترجمه ی این کتاب براندو را می شناختیدو بعد ار ترجمه به چه شناخت تازه ای از او رسیدید؟

ابتدا مثل خیلی های دیگر جزییات زندگی اش را نمی دانستم اما شاید همین جمله ی پدر و مادرم که به من گفته بودند او کسی است که جایزه اسکار را نپذیرفته است برای من کافی بود تا او را بشناسم.

این کار او در من تاثیر زیادی داشت چون او را یک انسان قوی می دانستم که مقابل زور می ایستد،اما الان براندو برای من حس شدنی است.یکی از رو راست ترین ادم هایی که تاکنون او را شناخته ام،براندو در این کتاب می گوید که چه ادمی است و چه ضعف ها و قدرت هایی دارد در حقیقت خودش را پنهان نمی کند او نه تنها زمانی که در سینمای جهان به جایگاهی رسید این رویه شخصیتی را در پیش گرفت بلکه از ابتدا نیز همین اخلاق را داشت.

ترجمه ی کتاب چقدر طول کشید؟

نزدیک به دو سال که پس از پایان کتاب، قسمت هایی اولیه ان را که خودم ترجمه نکرده بودم را هم به فارسی بر گرداندم و سپس ویراستاری کرده و ان را به دست چاپ سپردم.



ایا ترجمه های دیگر کتاب را هم خوانده بودید؟
 
خوب ترجمه به سلیقه مترجم بستگی دارد ،من اصولا ترجمه های پیچیده و غیر قابل فهم را نمی پسندم و معتقدم ترجمه باید ساده و همه فهم باشد به خصوص وقتی پای ترجمه زندگینامه ای وسط باشد که با نظارت اول شخص ان نوشته شده است

چرا برای کتاب مقدمه ای ننوشتید؟

الان که نگاه می کنم می بینم لازم بوده،ولی ان زمان ناشر از من چیزی نخواست امیدوارم در چاپ های بعدی مقدمه ای بر این کتاب بنویسم.




ایا این کتاب عینا از روی متن اصلی ترجمه شده یا شما با توجه به شناختی که از جزییات زندگی براندو پیدا کرده بودید ،چیزی به ان افزوده یا کاسته اید؟

نه ،کاملا به نوشته ی اصلی وفادار بوده ام،چون خود براندو نسبت به نوشته های این کتاب حساسیت داشته و کاملا به جزییات نگارش ان نظارت کرده است.من این مطلب را در خلال خواندن مقدمه رابرت لیندزی دریافتم که براندو شخصیتی است که به ما می فهماند نباید شعار بدهیم،او با شناختی که به ان رسیده بی پرده خود را ابراز می کند،پس باید ترحمه ی زندگینامه اش هم برگردان کامل ان باشد بدون کم و کاست.

ایا تصمیم به ترجمه ی زندگینامه بازیگر دیگری را هم گرفته اید؟

حقیقتا این کتاب و شخصیت براندو ان قدر برای من جذاب بود که نمی شود یک دفعه سراغ ترجمه زندگینامه بازیگر دیگری رفت ولی چند وقت پیش زندگینامه اینگرید برگمن را خواندم که جمع اوری شده از یک نویسنده بود و چندان نظر مرا به خود جلب نکرد که ان را ترجمه کنم.

ایا پس از پایان ترجمه ،تاثیری از براندو در زندگی اجتماعی و بازیگری خود گرفتید؟

بله ،این تاثیری است که در ناخوداگاه انسان رخ می دهد ولی نمی شودزیاد راجع به ان توضیح داد،قطعا اگر در سینما کار نمی کردم هم ،تنها با خواندن این کتاب از ان تاثیر می گرفتم.


فکر می کنید این کتاب بیشتر روی بازیگران تاثیر دارد یا می تواند برای همه مفید باشد؟

این کتاب ان قدر شفاف است که هر کسی با هر معلوماتی ان را بخواند به یافته های تازه ای در زندگی خود می رسدو از ان تاثیر می پذیرد.اما قطعا کسی که به براندو علاقه مند باشد از ان تاثیر بیشتری می گیرد.





با تمام این تفاصیل تعریف شما از براندو چیست؟

خوب او بازیگر بزرگی بود که وقتی فوت کردخیلی ها متاثر شدند و مرگ او در نظر من هم غریب بودهمین چند وقت پیش که فیلم دون ژوان دی مارکو( Don Juan DeMarco)را می دیدم به این قضیه فکر کردم که او کماکان بازیگر خوبی است و بعد به این فکر کردم که چرا براندویی که از مکتب استلا ادلر و اکتورز استودیو برخاسته و درس تکنیکی را خوانده ،هیچ گاه تکنیکی بازی نکرد او شخصیتی بود که همواره می گفت از قدرت متنفرم و از ظلم بیزار.

او حتی وقتی نقش بازی می کرد خودش بود،علت دوست داشتنی بودنش هم همین بود،یک موجود ملموس که یک عمر تلاش کرد و با تزویر و ریا در جامعه امریکایی و هالیوود مبارزه کرد،در مجالس و مهمانی هایشان شرکت نکرد و اسطوره شد.

من به این فکر می کنم که ایا بازیگرانی مثل دنیرو ،ال پاچینو و ... می توانند جایگزین مناسبی برای او باشند به نظر من واقعا براندو جایگزینی ندارد.

فکر می کنید چرا با این که براندو یکی از شاگردان خوب استلا ادلر و یکی از پیشگامان سیستم متد اکتینگ بوده ،همیشه اصرار داشت که بازیگری برایش جدی نیست و اصلا اعتقاد داشت که کار ساده ای است؟

سوال جالبی است،به نظر من این رفتار او به این خاطر بود که این ادم هیچ حدی برای خود قائل نبود و هیج خط کشی مشخصی نمی توانست او را در یک قالب از پیش تعیین شده قرار دهد.

من فکر می کنم او اگر قرار بود بازیگری را جدی بگیرد این موضوع بیش از حد برایش جدی می شد و او همان قدر که به بازیگری علاقه داشت همان قدر هم نمی خواست خود را در دنیای بازیگری محدود کند.

 اماهمه می دانیم که چقدر بازیگری را دوست داشت و چقدر بازیگر خوبی بود و این جدی نگرفتن کار بازیگری از طرف او ،به نظر من دلیل دیگری نداشت جز این که روحیه و شخصیت او از محدودیت بیزار بود.

سه‌شنبه، مهر ۲۸، ۱۳۸۸

بدون عنوان

«بدون خستگی            بارها به تماشای ماه نشسته ام

           نه یک بار نه دو بار.» کی جین ...نور ماه بر درختان کاج ،ترجمه ی نیکی کریمی






پنجشنبه، فروردین ۲۷، ۱۳۸۸

چاپلین به روایت براندو

پنج شنبه ۲۷ فروردین (۱۶ اوریل) مصادف با تولد نابغه ی عالم سینما چارلی چاپلین است .

چاپلین فیلم های به یاد ماندنی بسیاری ساخت که با وجود گذشت زمان هنوز از جذابیت های ان ها کم نشده ،دیدن دوباره و چند باره ی اثار چاپلین هر بار روبرو شدن با فیلمی است که با نگاهی عمیق به مسائل انسانی می پردازد،به همین خاطر به نظرم چاپلین به خوبی از مرزهای همه ی سرزمین های این کره خاکی عبور کرد و فیلم هایی فراتر از بوم و زمان خودش ساخت .

جویندگان طلا  ،روشنایی های شهر،سیرک،عصر جدید،پسر بچه،دیکتاتور بزرگ،خیابان ارام،زندگی سگی،دوش فنگ،ولگرد،و...فیلم هایی هستند که چاپلین به همه ی دنیا تقدیم کرد .

چاپلین با ساختن فیلم لایم لایت به نوعی حدیث نفس خودش را به تصویر کشید .فیلمی تاثیر گذار که پایانی تکان دهنده دارد.




مارلون براندو در کتاب اوازهایی که مادرم به من اموخت (رابرت لیندزی  ترجمه ی نیکی کریمی) در بیان خاطرات خود سرصحنه ی فیلم کنتسی از هنگ کنگ در مورد چاپلین نظرات جالبی دارد که نقل می کنم،البته نکته جالب این جاست که این بار چاپلین از زاویه ی دید  یک ستاره ی سینما یعنی براندو قضاوت می شود .

«چاپلین بازیگری بود که واقعا می پرستیدم،چند تایی از فیلم هایش مثل روشنایی های شهر هنوز که هنوز است مرا تکان می دهند،در ان واحدهم می خندم و  هم گریه می کنم...


پنجشنبه، اسفند ۱۵، ۱۳۸۷

کتاب نزدیکی ترجمه ی نیکی کریمی

کتاب نزدیکی  اثر حنیف قریشی با ترجمه ی نیکی کریمی از جمله کتاب های تاثیر گذار و به یادماندنی  به شمار می رود .


حنیف قریشی به جز کتاب نزدیکی اثار دیگری هم دارد که از ان جمله بودای حومه نشین ، البوم سیاه ، هدیه گابریل ،شاه و من ،حواشی لندن مرا می کشد را می توان نام برد.

کتاب نزدیکی  با ترجمه ی نیکی کریمی بهار ۱۳۸۳  به چاپ رسید و  مقدمه ی جالبی که نیکی کریمی  برای  این  کتاب  نوشته کوتاه ولی ماندگار است.





یادداشت  نیکی کریمی در ابتدای کتاب نزدیکی 

«کاش وقتی اولین بار دستش را روی شانه ام گذاشت گریخته بودم...

به راستی ما در این جهان چه می کنیم؟ایا همانی هستیم که می خواستیم باشیم؟یا کسی که جامعه والد و سنت ان راخواسته و نقش داده اند؟

انسان با تمام پیچیدگی ها ی روانی اش پر از ترس ها، خشم ها، نگرانی ها امیال سرکوب شده خواست ها ولذت ها همچنان روزگار می گذراند وسعی می کند با پالایش روح و جسم بر مشکلاتش غلبه کند.

اما موقعیت انسان مدرن در این جهان کجاست؟ایا ما اگر واقعا خودمان را می شناختیم انتخاب هایمان همین بود که هست؟چه می شود که دست به یک انتخاب می زنیم؟



به قول سارتر که پیرو مکتب اصالت وجود است،انسان مدرن محکوم است در هر لحظه خود را بسازد و در این مسیر ناگزیر به انتخاب می شود و این بهایی است که باید برای انتخاب مسئولانه بپردازد تردیدی اضطراب اور در مقابل ضرورت انتخاب وجود او را فرا می گیرد و این اغاز رویارویی اش با دیگران است.

دیگران او را در معرض داوری اخلاقی قرار می دهند بنابراین ایا انتخاب او همیشه با حقیقت وجودی اش یکی است؟ایا انسان مدرن خودش است یا ان چه وانمود می کند؟با این حال همه ی ما  هر لحظه دست به انتخاب می زنیم،انتخاب هایی که خیلی هم اگاهانه نیست و هزاران میل مدفون شده در ناخود اگاهمان ما را به طرف چیزی یا واقعه ای می کشاند.

یادم می اید وقتی در سال ۱۹۹۱ برای اولین بار نزدیکی را خواندم دلم نمی خواست تمام شود و بعد از خواندنش می خواستم همه را در لذتی که برده ام سهیم کنم.

کتاب از زبان جی به خوبی موقعیت انسان مدرن پیچیدگی ها و سرگردانی هایش را در مسیر شناخت خود و ودر تقلای بین اگاه و نااگاه اش به تصویر می کشد.

«تو چه هستی جز یک لحظه                یک لحظه که چشمان مرا  می گشاید  در برهوت اگاهی         فروغ فرخزاد»
                                                     

                                                            ***





پی نوشت: برنامه ی بارتاب سینمای ایران در فرانسه از ۱۰تا ۲۴مارس (۲۰ اسفند تا ۴ فروردین  )برگزار می شود .فیلم های متنوعی از سینمای ایران برای این برنامه در نظر گرفته شده فیلم یک شب به کارگردانی نیکی کریمی هم در این برنامه قرار دارد.