سه‌شنبه، اسفند ۲۱، ۱۳۹۷

حضور «مصائب شیرین۲» در جشنواره جهانی فیلم فجر


اخرین خبرها از حضور فیلم سینمایی «مصائب شیرین۲» در سی و هفتمین دوره جشنواره جهانی فیلم فجر حکایت می کند،این جشنواره از بیست و نهم فروردین تا ششم اردیبهشت سال ۹۸ برگزار خواهد شد.

فیلم سینمایی«مصائب شیرین۲» با بازی نیکی کریمی ،رضا داوودنژاد،مونا داوودنژاد، ترلان پروانه و دیگر بازیگران  به کارگردانی علیرضا داوودنژاد ساخته شده، بخش هایی از این فیلم در انگلستان و قسمت های دیگری در ایران می گذرد .




سه‌شنبه، اسفند ۰۷، ۱۳۹۷

یادداشت های نیکی کریمی درباره ی مادرش

نیکی کریمی روز زن را به مادرش در صفحه شخصی خودش تبریک گفت ،این موضوع من را  به  یاد یادداشت های نیکی کریمی درباره ی مادرش انداخت ،دل نوشته های  زیبایی که در طول این سال ها به اشتراک گذاشته شده ،به نظرم رسید بازخوانی دوباره ان ها جالب هستند.

نیکی کریمی در بخش هایی از یادداشتی که درباره پدر و مادرش نوشته و بهمن ماه سال ۱۳۹۳ به اشتراک گذاشته ،درباره ی مادرش این طور می نویسد:

«و مادرم … معنی خانم بودن و محبت … معنی عشق …کسی که تمام نقاط مهر و خوبی جهان متصل به اوست و پایگاه امنیت و مهربانیست . می تواند در کسر ثانیه تمام غم های مرا به شادی تبدیل کند . بانوی صمیمیت و صداقت و فرشته زندگی من …

یادم داد که بدی را با بدی جواب ندهم و مرا با انرژی های جهان اشنا کرد .به من یاد داد که ان چه می ماند نور است و امید و خوبی …»




نیکی کریمی در بخش دیگری از این یادداشت درباره ی مادرش  این گونه می نویسد:

«و مادرم که یادم داد قدر زمان را بدانم و قدر خوبی ادم ها را ... و بدی ها را کم تر ببینم و جستجو نکنم در سیاهی ها و بد دلی ها … و به ان چه درونم به من می گوید و حس می کنم ایمان داشته باشم ...»


نیکی کریمی در یادداشت کوتاه دیگری  که فروردین ماه سال ۱۳۹۴ به اشتراک گذاشته مادرش را این طور مخاطب قرار می دهد:


«روز مادر مبارك باشد بر مهربان ترين ، زيباترين ، خوب ترين و نازنين ترين موجودی كه می شناسم ... مادر خوبم ؛ دوستت دارم ...»

نیکی کریمی  سال گذشته، روز مادر را  با این عبارت ها  و این عکس به مادرش تبریک گفته بود:

«روز زن و مادر بر فرشته مهربان زندگی من و بهترين دوستم مبارک،هميشه شاد و سلامت باشی،حتما به دلیل  وجود عزیزت بوده که  همیشه خواسته ام در زمینه Women empowerment کار و فعالیت کنم.»





و این هم عکس دیگری که نیکی کریمی چند سال قبل در کنار مادرش به اشتراک  گذاشت .



سه‌شنبه، بهمن ۳۰، ۱۳۹۷

نیکی کریمی و «زلزله کرمانشاه»


این روزها از زلزله کرمانشاه یک سال می گذرد،زلزله ای که از شروع حادثه تا امروز داستانی تلخ و شیرین  داشت،از تلخی خسارت های جانی و مالی در یک منطقه محروم تا شیرینی همدلی های مردمان سرزمینی که از دور و نزدیک برای  یاری  به زلزله زدگان  تلاش کردند.






هر چند به نظرم داستان زلزله کرمانشاه می تواند موضوع یک تحقیق پژوهشی جامع ملی باشد تا در ان نقش نهاد های مردمی،چهره های مطرح حوزه های مختلف و دیگر ظرفیت های «غیر حاکمیتی»به خوبی تعریف شود،شاید ان موقع  کمتر شاهد واکنش های عجیب و غریب به خاطر ورود چهره های مطرح به این جور حوادث باشیم و قدر قابلیت ها و ظرفیت های ارزشمند حوزه های مختلف را بدانیم.


نیکی کریمی هم که از همان روزهای اول زلزله کرمانشاه برای کمک رسانی و حمایت  زلزله زدگان به میدان امد،فعالیت های مثبت زیادی را به سرانجام رساند،نیکی کریمی در یادداشت و ویدئوی کوتاهی که در صفحه شخصی خودش منتشر کرده از حضورش در کمپین مهربانی منطقه جوانرود(استان کرمانشاه) نوشته که ان را نقل می کنم:



                «ممنونم  از كمپين " مهربانی " جوانرود كه امروز
               خستگی سال گذشته را از تن من و همكارانم به در كرد
             ممنون از همه شما كه كمك كرديد و من به نيابت از شما جلو رفتم .
              خانه فرهنگ كودكان و نوجوانان در سر پل ذهاب
              اماده و تحويل كانون پرورش فكری كرمانشاه شد
             باشد كه همه و تك تك ما برای فردای بهتر گام برداريم

              پي نوشت : يادی هم بكنم از همه خانم ها و اقايانی
               كه دست روي دست نگذاشتند
              و بلند شدند و عمل كردند
            می دونم كه به زودی شاهد نتيجه كامل كار ان ها هم خواهيد بود .

              خانم نرگس كلباسی ، خانم الهام پاوه نژاد و اقايان علی دايی و زيبا كلام»








ممنونم از كمپين " مهرباني " جوانرود كه امروز خستگي سال گذشته را از تن من و همكارانم به در كرد . ممنون از همه شما كه كمك كرديد و من به نيابت از شما جلو رفتم . خانه فرهنگ كودكان و نوجوانان در سر پل ذهاب اماده و تحويل كانون پرورش فكري كرمانشاه شد.باشد كه همه و تك تك ما براي فرداي بهتر گام برداريم پي نوشت : يادي هم بكنم از همه خانم ها و اقاياني كه دست روي دست نگذاشتند و بلند شدند و عمل كردند . ميدونم كه به زودي شاهد نتيجه كامل كار انها هم خواهيد بود . خانم نرگس كلباسي ، خانم الهام پاوه نژاد و اقايان علي دايي و زيبا كلام
A post shared by Niki Karimi (@nikkarimi) on








                      +نیکی کریمی و افتتاح خانه فرهنگ سرپل ذهاب(بهمن ۱۳۹۶)

                            +توضیح مهدی اصلانی فیلمبردار سینمای ایران درباره نحوه کمک رسانی ها(خرداد ۱۳۹۷)

                          +اقدام فرهنگی نیکی کریمی در سرپل ذهاب(ابان ۱۳۹۷)

                    +گفتگوی نیکی کریمی درباره ی برنامه ها و اقدام های فرهنگی در مناطق زلزله زده کرمانشاه (سایت تی وی پلاس...۱۳۹۷)


پنجشنبه، بهمن ۲۵، ۱۳۹۷

گزیده پوسترها و جلد DVD سریال «ممنوعه»


توزیع فصل دوم سریال«ممنوعه» با  بازی نیکی کریمی و دیگر بازیگران و کارگردانی امیرپورکیان  در شبکه نمایش خانگی ادامه دارد،هر هفته پوستر و جلد DVD این سریال با  طرحی متفاوت از بازیگران این محموعه منتشر می شود،به نظرم رسید گزیده ای از پوسترهایی که  با تصویری از نیکی کریمی همراه است  را در این بخش قرار دهم (این قسمت به روز و تکمیل خواهد شد)




 به یاد تیتراژ پایانی فصل دوم سریال «ممنوعه»  ترانه ای به یادماندنی با صدای رضا بهرام.


گزیده پوسترها  و جلد DVD سریال ممنوعه در ادامه مطلب:


جمعه، بهمن ۱۲، ۱۳۹۷

یادداشت نیکی کریمی برای« تولد پدرش»

نیکی کریمی در یادداشت تاثیرگذاری تولد پدرش را به او تبریک گفته،متن این یادداشت  را همراه این عکس  که در +صفحه شخصی نیکی کریمی به اشتراک گذاشته شده ،نقل می کنم:

«يار عزيز و فرزانه من، پدرم، تولدت مبارک

«برای شنيدن صدای زيبا و صحبت های شيرين و ارامش كلامت زمان متوقف می شود و برای اموختن از تو و نقب زدن در فكر و ديدگاهت هيچ گاه وقت كافی نيست و سوال های من بی پايان و ... چه می گويم؟ حرف و كلام كم می اورد در بيان وجود روشن ،اگاه و و صميمی ات ... دوستت دارم»






یکشنبه، دی ۳۰، ۱۳۹۷

نگاهی به فصل اول سریال «ممنوعه»


هفته گذشته فصل اول سریال «ممنوعه» به کارگردانی امیر پورکیان به پایان رسید و به نظر می رسد  فصل دوم این مجموعه  از همین هفته شروع شود، این سریال  با نقش افرینی نیکی کریمی و دیگر بازیگران مطرح به صورت هفتگی (نمایش خانگی)توزیع می شود.

سریال «ممنوعه» با نزدیک شدن به جمع کوچک چند جوان،قصه های شخصیت ها را روایت می کند،قصه هایی که البته بیشتر با چالش ماجراسازی همراه است،در حقیقت شناخت و معرفی شخصیت های «ممنوعه» با گذر از حوادث پر شتاب طراحی شده که به نظرم شاید  به خاطر جذب بیشتر مخاطبان و پرداخت متفاوت در سریال سازی،انتخاب درست و اگاهانه ای باشد.




سریال «ممنوعه» با گسترش قصه های شخصیت های فیلم از حلقه ی این گروه کوچک هم خارج می شود تا شخصیت های بیشتری  را درگیر حوادث و ماجراهای این مجموعه کند،هر چند گاهی به نظر می رسد به روایت  تکرار یک وضعیت یکسان برای شخصیت های مختلف رسیده است.

به عنوان مثال ان چه در بعضی ساختارهای داستانی به مثلث عشقی معروف است،در سریال «ممنوعه» برای موقعیت های  مختلف و شخصیت های متفاوت به صورت تکراری ساخته می شود. 

سریال «ممنوعه» درحفظ  کشش روایت قصه و ریتم موفق است که این شاید به خاطر هماهنگی درست میان فیلمنامه نویسان این مجموعه و کارگردانی اثر است،دکوپاژ ها و میزانسن های این «سریال» به خوبی  ظرافت ها و جزییات را در نظر داشته و از این نظر شاید فیلمساز ،کارگردانی هر قسمت سریال را برای خودش مثل یک فیلم سینمایی در نظر گرفته باشد.

سریال «ممنوعه»، من را به یاد سریال «روزگار جوانی» و سریال «خط قرمز» هم انداخت،سریال هایی که در دو دوره زمانی مختلف ساخته شدند ، امروز در سریال «ممنوعه» ،بیشتر قصه ی جوان های نسلی  روایت می شود که در مقایسه با شخصیت های «روزگارجوانی » و «خط قرمز»تفاوت هایی دارند.

شرایط اجتماعی و اسیب های خاص هر زمانه ای تغییر می کند ولی هنوز همه چیز بر مدار رفاقت های صادقانه خواهد چرخید و البته رنج ها  هم هستند، شاید هر نسلی باید رنج دوره ی خودش را به دوش بکشد.



یکشنبه، دی ۰۹، ۱۳۹۷

نگاهی به فیلم «همه می دانند»(Everybody Knows)


«پرده ها از بغضی پنهانی سرشارند             و کبوترهای معصوم 

از بلندی های برج سپید خود       به زمین می نگرند...فروغ فرخزاد»


فیلم سینمایی «همه می دانند» به کارگردانی اصغر فرهادی با حرکت چرخ دنده های ساعت بزرگ برج کلیسا شروع می شود،جایی که کبوترها از گوشه ی شیشه ی شکسته ساعت، راهی به داخل پیدا کردند و دیوار نوشته هایی هم از یادگاری ها ی عاشقانه نشان داده می شود که شاید هر کدام داستانی دارند،شبیه دیوار نوشته ای که الهام بخش ویکتور هوگو برای نوشتن «گوژپشت نتردام » شد.



دهکده ای کوچک و زیبا در اسپانیا محل وقوع داستان این فیلم است،خانواده ای که شب عروسی یکی از خواهران دور هم جمع می شوند ولی گذشته ای که شاید« همه می دانند»دوباره  از راه می رسد و زنگ ها دوباره به صدا در می ایند.

با این که برای مخاطبی که اثار اصغر فرهادی را دنبال کرده ،یاداوری و مقایسه میان این فیلم و «درباره  الی»چندان دور از انتظار نیست ولی شاید این مقایسه ها در تفاوت نگاه شخصیت ها و فضاسازی های متفاوت  با توجه به  فضای جغرافیایی ،فرهنگی و اجتماعی اسپانیا ،جالب به نظر برسد.

تصمیم گیری ها و انتخاب های  دشوار و سخت در زمان هایی کوتاه و فشرده ،شخصیت های فیلم «همه می دانند» را به چالشی بزرگ دعوت می کند،خانواده ای که در میانه بحران، بهتر  می توان زخم های پنهانش را به وضوح دید ،جراحت های کهنه ای که انگار یک عمر در انتظار می مانند تا جایی دوباره با دردهایشان از راه برسند.

شاید تصمیم سخت «پاکو»(خاویر باردم) در پایان فیلم مرهمی بر زخم هاست ولی کاش او هرگز از نسبت پدری خودش با «ایرنه» مطلع نمی شد در حالی که  باز هم همین مسیر را انتخاب می کرد.

دهکده ی کوچک  باز هم به روزهای ارام خودش بر می گردد،مسافرانی که برای عروسی امده بودند هم می روند،پسر جوانی که «ایرنه » را کنار ماشین بدرقه کرد، چرخه ی تکراری تقدیر  «پاکو» را تداعی می کند ،مثل این که شاید  عاشقانه ها ی نافرجام  باز هم  ادامه پیدا خواهند کرد، شاید هم سرنوشت این بار قصه ی دیگری را رقم بزند،هنوز «همه نمی دانند»

پنجشنبه، دی ۰۶، ۱۳۹۷

نگاهی به فیلم پروژه فلوریدا(The Florida Project)

فیلم سینمایی «پروژه فلوریدا» به کارگردانی شان بیکر داستانی از نگاه یک دختربچه ی بامزه است که بازیگوشی های کودکانه اش را باید در شرایط سخت اقتصادی مادرش بگذراند،بیشتر فضای فیلم توی محوطه و ساختمان یک مهمانخانه ی معمولی در فلوریدا می گذرد،جایی که بیشتر تبدیل به محل زندگی ادم هایی شده که خانه ای ندارند و ترجیح می دهند با پرداخت اجاره هفتگی یک جور اسکان موقت داشته باشند.



«پروژه فلوریدا» سرشار از لحظه های به یادماندنی کودکانه ایست که در دنیای سخت واقعیت های تلخ به تصویر کشیده شده، به نظرم  شاید لبخند ها وخنده های این دختربچه  و بازی های کودکانه اش یکی از دیدنی ترین تقابل ها را در برابر قواعد سخت بازی ادم بزرگ ها خلق کرده،ادم بزرگ هایی که از کودکی فاصله زیادی گرفتند و به نسبت های متفاوتی به دنیای کودکانه بچه ها نگاه می کنند،از خیلی دور تا خیلی نزدیک.

خشوت های پیدا و پنهان در قصه ی «پروژه فلوریدا» و همین طور انتخاب های درست و غلط شخصیت های فیلم در مسیر فراز و نشیب ها، زمانی معنای بهتری پیدا می کنند که با بچه ها همراه می شویم ،بچه هایی که از دوست و دوستی تعریف خیره کننده ای دارند و لذت های واقعی زندگی را با پاکی درک می کنند،از شریکی خوردن یک بستنی قیفی گرفته تا نان و  مربایی که بالای ان« درخت کج » نوش جان می کنند.

شخصیت پردازی ها به بهترین شکل ممکن طراحی شده و قصه به خوبی جلو می رود،متاسفانه شخصیتی که به عنوان مادر دختر بچه به مخاطب معرفی شده در بخش های پایانی فیلم به  خاطر فشارهای اقتصادی و اجتماعی از مرزهای عرفی  و اخلاقی جامعه عبور می کند تا شاید راه نجاتی برای خودش و دختربچه شیرین و بامزه پیدا کند.

«پروژه فلوریدا »با پایانی غیر قابل انتظار به دنیای کودکانه و فانتزی وفادار  می ماند،دختر بچه ی داستان تبدیل به قهرمانی می شود تا رویایی در میان انبوه واقعیت های خشک و خشن خلق کند ،هنوز به نظرم تصویر چهره گریان او در مقابل خانه دوستش یکی از صحنه های تکان دهنده سینماست .

شاید معجزه ای اتفاق می افتد،دو دوست  به سمت «دیزنی لند »می دوند،جایی که به ان ها خواهند گفت «اینجا سرزمین شماست» ...سرزمین رویاها ...به یاد  گفتار پایانی  فیلم« هوش مصنوعی» اثر اسپیلبرگ افتادم « او برای اولین بار در زندگی  به جایی رفت که رویاها متولد می شوند...»

سه‌شنبه، دی ۰۴، ۱۳۹۷

موسیقی متن فیلم «اذر»


موسیقی متن فیلم سینمایی «اذر» را کارن همایون فر ساخت،فیلمی به تهیه کنندگی و بازی نیکی کریمی که محمد حمزه ای کارگردانی کرد ،سال گذشته فیلم در اکران سینمایی مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت و پاییز امسال هم نسخه نمایش خانگی (DVD)این اثر سینمایی توزیع شد.




دوشنبه، دی ۰۳، ۱۳۹۷

نگاهی به فیلم «استیگمات»

دنیای فیلم سینمایی استیگمات به کارگردانی مجید رضا مصطفوی، سه نسل را در کنار هم و در یک خانواده به تصویر کشیده،خانواده ای از طبقه اقتصادی متوسط  که تلاش می کند از سقوط نجات پیدا کند و شاید روی اب بماند.

شاید استیگمات چرخه ی  بازتولید اسیب های فردی و اجتماعی را نشان داده که  از نسل قبل تا نسل های بعد ادامه دارد با این تفاوت که  اسیب ها به شکل های متفاوتی« به روز »می شوند.

 فیلمساز در استیگمات خواسته نشان بدهد که شخصیت ها به نوعی محکوم سرنوشت و تقدیر ناخواسته ای هستند که به خاطر خودشان یا اجتماع به ان ها تحمیل شده و شاید کسری فرزند نوجوان خانواده را هم  قربانی این شرایط می داند،پسر نوجوانی که فیلمساز رفتارهای  درست و غلط او  را بازتاب محیط خانواده و اجتماع  به حساب می اورد.



استیگمات در حفظ ریتم مناسب قصه گویی و کشش های دراماتیک فیلم به خوبی عمل می کند ولی فیلمساز همه شخصیت ها را در هزارتوی مشکلات تنها و منفعل باقی گذاشته،پسر نوجوانی که کمتر شبیه یک نوجوان شخصیت پردازی شده و سخت می توان همه ی  تحلیل رفتارهایش را به دوش مشکلات خانوادگی و اجتماع انداخت .

موضوع نامه نویسی اشتباه و کودکانه ی او هم منجر به برخورد خشونت بار مسوولین مدرسه و  اخراجش  می شود وبه نظر می رسد،خانم معلم مهربان (نیکی کریمی )که خودش هم  قربانی رفتارهای پرخاشگرایانه همسرش(هادی حجازی فر) است،منفعل عمل  کرده و فقط به همان توصیه دقیقه اخری به والدین شاگردش برای «بردن او پیش یک مشاور»اکتفا می کند.

استیگمات،نظام معیوب اموزش و پرورش را هم به درستی مورد سوال قرارداده ولی کاش شخصیتی که از یک معلم در این قصه به تصویر کشیده  دارای شخصیت قوی تر و تاثیرگذارتری در روند داستان بود  و به بهبود شرایط شاگردش  به خصوص بعداز جریان «نامه» کمک بیشتری می کرد  و فیلمساز  این قضیه را به شکل بهتری نشان می داد،صد البته این یک انتخاب است و فیلمساز حق داشته با جهان بینی خودش دنیای فیلم را برای مخاطب بسازد.

شغل پرورش زالو که به طور طبیعی برای هر مخاطبی دافعه شدیدی به وجود می اورد و شاید فیلمساز روی نگاه نمادین ان حساب  باز کرده ،در هر صورت به عنوان یک شغل خانگی مورد تایید به رسمیت شناخته شده ،پس نمی توان پرورش زالو ها را به این شکل به همه چیز ربط داد،حتی اگر فیلمساز زالوها را  نماد و سمبل فرصت طلبی های اجتماعی هم در نظر گرفته باشد،باز همه مسائل زیر سر ان ها نیست!!!

  شاید مشکلات شخصیتی پدر کسری (محسن کیایی ) به خاطر اعتیادش به الکل با وجود تاکید زیاد روی  زالوهای چندش اور به حاشیه رفته و کمتر به چشم می اید و همین طور مشکلات ارتباطی میان پدر (محسن کیایی ) و همسرش(باران کوثری) هم در مخلوطی از شرایط خاص شخصیتی ادم ها و گره زدن ان به معضلات اقتصادی به تصویر روشنی نمی رسد.

داستان اشنایی مادربزرگ خانواده(مهتاب نصیرپور) با کارمند اموزشگاه(حسین پاکدل) هم در همان مسیری ترسیم شده که به نوعی پیش بینی می شد تا  به تلخی برسد،همان طور که پدربزرگ ( سیامک صفری ) معتاد و بدهکار  هم هیچ نقطه روشنی باقی نمی گذارد و همه شخصیت های فیلم در این جهت حرکت می کنند.

به نظرم استیگمات ،کولاژ بدون وقفه ای از گره های سفت و محکم در  زندگی شخصیت هایی است که خلق کرده، شخصیت هایی که تا پایان فیلم هم  به بازشناسی خاصی از خودشان نمی رسند و مغلوب همان جهان بسته ای می شوند که  خودشان یا اجتماع برای ان ها ساخته،شاید فقط تاکید پدر خانواده به فرزندش برای حمایت از او در سکانس اخر،تنها روزنه ایست در جهان استیگمات.

پی نوشت:به این فکر می کنم که چرا با وجودی که شخصیت های« استیگمات»تصور می شود برای تغییر وضعیت و بهبود اوضاع تلاش می کنند ولی به نظر منفعل می امدند؟!!!